نوحه های این پست :
1- سوي گودال قتلگاه - دخترت مي كند نگاه - بي سر افتاده اي چرا ؟
2 - اي لبانت بوسهگاه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
3- حسين افتاده در صحرا كجايي يا رسول ا... ؟
1
سوي گودال قتلگاه - دخترت مي كند نگاه
بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
خواهر تو رسيده است - بر سرت با شور و نوا
بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
اي بهار خزان زده پرپري چرا ؟
يار در خون تپيده ام بي سري چرا ؟
مانده پنهان چرا تنت- زير شمشير و نيزه ها ؟ - بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
تا كه آتش به خيمه تشنه ها رسيد
ناله كودكان به عرش خدا رسيد
اي اميد دل حرم - كن نگاهي به سوي ما - بي سر افتاده اي چرا ?
--------------
اي اميري كه بسترت خاك و خون شده
از چه اي ماه من رخت لاله گون شده ؟
پيكرت پايمال كين - تشنه لب شد سرت جدا- بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
از غم تو دلم شده شعله ور، حسين
مي رود بي تو كاروانت سفر، حسين
مي رود كاروان تو - كوفه غم ، شام بلا - بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
بي كفن خفته اي در اينجا به قتلگاه
دخترت مي كند به پاره بدن نگاه
در عزا ي تو مي كند - هر كجا كربلا به پا- بي سر افتاده اي چرا
--------------
اي غريبي كه پيكرت مانده چاك چاك
غسل تو شد ز خون و گشته كفن ز خاك
مي زند مادرت چنين - ناله هاي وا ولدا- بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
نخل بستان مصطفي مانده بر زمين
از چه با زخم و نيز ه اي يار و همنشين
از فراقت شكسته ام - قامتم خم از اين عزا - بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
تو حسيني امام ايمان ، شهيد عشق
بر خلايق ، رسول عرفان ، نويد عشق
اي شهيد راه خدا - افتخاري براي ما- بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
قتلگاه تو كعبه قلب عاشقان
كربلايت شده شفاخانه جهان
زايرم بر تنت كنون - خود بكن درد من دوا- بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
شعله در سينه دارم از تير حرمله
از چه بين تن و سرت مانده فاصله
اي اميد دل حرم - كن نگاهي به سوي ما - بي سر افتاده اي چرا ؟
--------------
2
اي لبانت بوسهگاه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
اي شهيد بي گناه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
آمدم در قتلگاهت بهر ديدارت حسين
تا ببينم آخرين دم روي گلنارت حسين
خواهرت بادا فداي جسم خونبارت حسين
آفتاب ما و ماه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
شد غروب آشنايي شام هجران آمده
روز وصلت طي شد و شام غريبان آمده
واي من بر پيكرت زخم فراوان آمده
اي عزيز بيپناه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
غرقه بوسه ميكنم اين حنجر خشكيدهات
ميزنم بوسه به رگهاي ز كين ببريدهات
مينمايد راه را از روي نيزه ديدهات
نور بخش خيمهگاه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
اي برادر بر فراز ني بمان قرآن بخوان
بهر تسكين دل اين كودكان قرآن بخوان
كشتةقرآن ، حسين،قرآن بخوان، قرآن بخوان
اي تداوم بخش راه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
كاش بر ميخاستي همرا با ما ميشدي
يار ما در اين هجوم قوم اعدا ميشدي
ماهتاب روشني بخشي به يلدا ميشدي
باعث هر سوز و آه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
خيزوبنگركودكان خستة عطشان ، حسين
كاروان بيمعين و ياور و نالان ، حسين
بارديگرگو سخن با دختر گريان ، حسين
اي غريب بي گناه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
ـــــــــــــــــــــ
خيز و كن ياري يتيمان غريب و خسته را
فكر مرهم كن برادر اين دل بشكسته را
آشنا و آشياني نيست اين پر بسته را
اي شهيد بيگناه فاطمه با خواهرت حرفي بزن
3
حسين افتاده در صحرا كجايي يا رسول ا... ؟
رسيده بر سرش زهرا كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
به قلب كودكان ، داغ پدر سخت است به همراه سر بابا سفر سخت است
يتيمان ، بي كس و تنها كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
نمي گنجد به دلها داغ آلاله تمام كربلا شد ضجه و ناله
ببين لب تشنه اين گلها كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
براي كاروان خسته مولا كو ؟ براي تشنگان خيمه بابا كو ؟
دريغ از مهربان ، بابا كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
به دلها آتش افكنده غم اكبر به خون غلتيده قاسم آن گل پرپر
نمانده ياوري اينجا كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
به حلق كودكي تير جفا آمد ستم از كين به آل مصطفي آمد
شرر بر خيمه طاها كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
به خاك افتاده نور چشم پيغمبر كنار مقتلش حيدر زند بر سر
امان از روز عاشورا كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
برادر مرده مي داند غم زينب نباشد غير ناله همدم زينب
پريشان مانده در صحرا كجايي يا رسول ا... ؟
----------------
كجايي يا رسول ا... در اين صحرا ببين لب تشنه و بي سر ، حسينت را
سرش بر نيزه اعدا كجايي يا رسول ا... ؟