افتادم از پا بر خاک صحرا عمو به فریادم برس
.........
می بینم اینجا لبخند بابا عمو به فریادم برس
1
تو سوره ی عشق من آیه ی تو
تو سروی و من در سایه ی تو
جامِ شهادت سرمایه ی تو
سرمی کشم زین جام طهورا
2.
من محو مهر و نام تو بودم
مجذوب و مست ازجام تو بودم
من مرغکی بر بام تو بودم
پر می زنم من تا آسمانها
.3
لب تشنه بودم سیرابم اکنون
مهمان شدم من بر بابم اکنون
بر زانوی او می خوابم اکنون
بوسه زنم بر دستان بابا
4
من نوجوانی بی تاب عشقم
من تشنه کام سیراب عشقم
تصویر اخلاص در قاب عشقم
جان هدیه کردم در راه مولا
5.
عمّو حسینم ای افتخارم
تا فرصتی هست بنشین کنارم
بر زانوانت تا جان سپارم
از چهره کن پاک خون سرم را
6
ای کاش عمَو جان در تنم بود
یا قوت رزم با دشمنم بود
یا فرصتی تا جان دادنم بود
تا بار دیگر برخیزم از جا
7.
پامال اسبان شد پیکر من
خون می چکداز زخم سر من
این خاک خونین شد بستر من
من سر بلندم در نزد زهرا
8.
در راه قرآن جان داده ام من
با نعش صدچاک افتاده ام من
خود نوجوانی آزاده ام من
راضی شو از من عمو در اینجا
.........
87
امیری حسین و نعم الامیر