1

غمت از سینه صبر و تاب می برد

ز چشم عشق ، رنگ خواب مي برد

تو تشنه ماندي و بعد از تو اي كاش

تمام رودها را آب مي برد !

 

2

مبادا كودكي در تاب و در تب

مبادا سينه اي از غم لبالب

خداوندا به حق اشك زهرا

مبادا خواهري تنها چو زينب

 

 3

الهي غنچه ا ي عطشان مبادا

دلي در غصه هجران مبادا

بحق عصر عاشورات زينب !

كسي مثل تو سرگردان مبادا

 

4

الهي هيچكس هجران نبيند

گلش در غارت توفان نبيند

يقين دارم كه تا صبح قيامت

كسي مثل شما عطشان نبيند