بانوی شهید حادثه حله

 

کد خبر: ۶۴۶۰۷۴
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۰ 05 December 2016
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 2468
اشاره: تشییع و خاکسپاری دوتن از شهدای حادثه تروریستی حله یعنی شهیدان صدیقه رزاق پناه و فرزندش شهید محمد نوری منش با حضور مردم و مسئولان دزفول برگزار شد. 
 
این دو شهید در همایش اربعین سیدالشهدا(ع) همراه با خیل عظیم جمعیت به زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام شتافتند و در این مسیر به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.
این بانوی نیکوکار و مومن، چند روز قبل از عزیمت به کربلای حسینی، با  عشق به حضرت سیدالشهدا (ع) وصیتنامه زیبای خود را نگاشت که تقدیم می گردد. 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
يا الله، يا محمد(ص)، ياعلي، يا فاطمة زهرا، يا حسن، يا حسين، يا علي، يا محمد، يا جعفر، يا موسي، يا علي، يا محمد، يا علي، يا حسين، يا مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
خدايا چگونه وصيت نظامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه و معصيت و سراپا تقصير و نافرمانيم اگر چه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولي ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم، رفتيم خالص نباشد.
و پذيرفته درگاهت نشوم. يا رب العفو. خدايا نميرم در حالي كه از ما راضي نباشي. اي واي كه سيه روي خواهم بود. خدايا! چقدر چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي! هيهات كه بفهميم!
يا اباعبدالله شفاعتم كن آه چقدر شفاعت لذت بخش است. چقدر آرامش خوبي به إنسان دست مي دهد.
 
إنسان آماده باشد برأي ديدن رَبّش! ولي چه كنم كه تهي دستم. خدايا تو قبول كن !
عزيزانم اگر شبانه روز شكر گزار خدايا باشيم برأي همه نعمتهايش هنوز كم است. آگاه باشيم وسوسه شيطان فريبمان ندهد. از خطر وسوسه هاي دروني و دنيا پرستي بر حذّر باشيم.
صدق نيت و خلوص در عمل تنها چاره ساز است.
عزيزانم هميشه بياد خدا باشيد و دستورها خدا را عمل كنيد. أهميت زياد به نماز اول وقت و دعاها و مجالس ياد اباعبدالله و شهدا بدهيد كه رَآه توشه و سعادت آخرت است و فرزندان خود را همانگونه كه اسلام ميخواهد تربيت كنيد. رَآه امام حسين و حضرت زينب را بروند ، سرباز امام زمان(عج) باشند.
 
از خداوند رحيم طلب عفو و بخشش ميكنم و از همه دوستان و آشنايان و عزيزانم اگر حقي گردنم دارند طلب آمرزش مي كنم.
اين مختصر را برأي رفع تكليف و تعيين خط مشي برأي باز ماندگان و برحسب وظيفه شرعي نوشتم. 
 
مرا فراموش نكنيد.
 
دوستدار شما: رزاق پناه ٢٠ ٨ ١٣٩٥ مصادف با ١٠ صفر
 
------------------------------
منتشر شده در سایت تابناک :

به یاد سید شهید مدافع حرم

تقدیم به همه شهدای حرم و به مناسبت سالروز شهادت سید عزیزمان سید مجتبی ابوالقاسمی پور

Related image

 

امروز دوباره ، دل ، گرفته

در سوگ ستاره ، دل ، گرفته

امروز به سینه غصه دارم

از عشق ، هزار  قصه دارم

این دل ، دل بی قرار ، با من

یک دیده پر انتظار ، با من

اشک است رفیق چشمهایم

آه است که مانده در صدایم

بغضی به گلو نشسته امروز

بر گریه ، دخیل بسته امروز

یاد آورم آن غم و نوا را

غمنامه داغ مجتبی را

یکسال گذشت و داغداریم

بر دیدن او به انتظاریم

در مجمع شاهدان صادق

می سوخت چو لاله های عاشق

در دل همه جا حسین با او

بوده است ز نسل کربلا او

سرمست شد از سبوی زینب

جان داد به راه و کوی زینب

دلداده روضه های عباس

جان کرد فدا ... فدای عباس

شد اکبر دیگری به ایثار

جان داد و گرفت دامن یار

هر جمعه به ندبه در فغان بود

جان برکف صاحب الزمان بود

همصحبت لاله ها شد و رفت

شوریده کربلا شد و رفت

افتاد ولی به آسمان شد

همقافله فرشتگان شد

------------

ای راهی کوی عشق ! سید!
سرمست سبوی عشق ! سید !
سید ! به تو صد سلام از ما
عشق از تو و احترام از ما
سید ! غم تو دوباره با ماست
یادت چو گل بهاره با ماست
سید ! چو خوش است با تو بودن
از شور و سرور تو سرودن
ای یار همیشه خنده بر لب !
جانباز حریم سبز زینب !
ای سبزترین بهار با تو !
زیبایی لاله زار با تو  !
ای حضرت عشق را تو عاشق !
همواره به راه یار ، صادق !
خاموش چرا شدی ؟ کجایی ؟
از خاک جدا شدی ؟ کجایی ؟
ای شاعر نوحه های سوزان
ای  سینه زن امام عطشان
ای ذکر لبت پیام لبیک !
سیراب شده ز جام لبیک!
ای قاری آیه های قرآن
ای اهل سلوک و اهل عرفان
ای یار که سوی یار رفتی !
با عزت و افتخار رفتی !
در سینه ، غمت هنوز با ماست
این داغ و شرار و سوز با ماست
ماییم و غم شهادت تو
امید به یک شفاعت تو
ماییم و دلی که سوگوار است
باغی که هنوز داغدار است
ای روح بلند در تعالی !
جای تو هنوز مانده خالی
خالی شده خانه از صدایت
مسجد شده تشنه صفایت
در نیمه شب به بی قراری
اشک تو به گونه بود ، جاری
برخیز و بخوان برای زینب
ای محرم و آشنای زینب !
ای پرچم عشق را علمدار !
از خاک لوای عشق، بردار
با قافله باز ، همسفر شو
با خاطره های پر خطر شو
برخیز که دلشکستگانیم
در سو گ تو خیل خستگانیم
برخیز زمانه ظفر شد
شب رفت و طلوع یک سحر شد
برخیز که خصم تار و مار است
داعش به زبونی است و خوار است
برخیز که خون تو ثمر داد
باید که سرود فتح، سر داد
با راه تو عهد خون ، چو بستیم
همواره به سنگر تو هستیم
ماییم و رهی که پا نهادی
رفتی و به عهدت ایستادی
دل ، بی تو شکسته است برخیز
در سوگ ،  نشسته است برخیز
—------------
سید حبیب حبیب پور
 10 آذر 95