با کاروان کربلا (1)نوحه
----------------
دراي اين كاروان نواي حسين حسين
ز آسمان مي رسد نداي حسين حسين
تمام هستي ما حسينه به درد دلها دوا حسينه
لبيك يا حسين
----------------
دوباره در زير برق نيزه نماز عشق
اذان خون و سجود وصل و نياز عشق
دوباره قرآن به روي نيزه نماز دلها به سوي نيزه
لبيك يا حسين
----------------
دوباره تير سه شعبه و طفل تشنه اي
دوباره گودال و حنجر و شمر و دشنه اي
نواي واغربتاي زهرا زند شراره به جان صحرا
لبيك يا حسين
----------------
2
مولا حسین بن علی مانده سیه پوشت فلک یالیتنا کنا معک
اي سوگوار داغ تو در عرش رحماني ملك یالیتنا کنا معک
------------------
ای معنی آیات نور ای معنی والعادیات هستی تو مصباح الهدی هستی تو کشتی نجات
لب تشنه ام مولا بده یک جرعه از اب حیات پروانه ام ديوانه ام یالیتنا کنا معک
------------------
تو وارث عیسایی و دل با تو احیا می شود هرچه گره در کار ما با لطف تو وا می شود
گر تو بخواهی دردها یک دم مداوا میشود كرب وبلا دارالشفا یالیتنا کنا معک
-------- ----------
عالم طفیلی تو و سرمست جامت یاحسین دلهای ما پر می زند بر گرد بامت یاحسین
آلوده ام اما نظر کن بر غلامت یاحسین تا زنده ام شرمنده ام یالیتنا کنا معک
------------------
ای بیکفن در قتلگاه ای بیکس وتنها حسین هم مصطفايي يا حسين هم حيدر و زهرا حسين
تا آخرین دم ذکر من نام تو یا مولاحسین انت حبیب انت غریب یالیتنا کنا معک
------------------
ایکاش عاشورای تو بودم کنارت یاحسین مانند عباست کنم جان را نثارت یا حسین
اي كاش لاله مي شدم در لاله زارت يا حسين نورم تويي شورم تويي یالیتنا کنا معک
------------------
درسینه ام داغ تو و در سر هوای کربلا قربان مظلو میتت ای مقتدای کربلا
لب تشنه پرپر دیده ای آلاله های کربلا شد كربلا باغ خدا یالیتنا کنا معک
------------------
اي سرور صدق و صفا از دل سلامت مي كنم تا جان كنم قربان تو جان را غلامت مي كنم
توكعبه اي هرجا روم قصد مقامت مي كنم اي قبله گاه مهر و ماه یالیتنا کنا معک
------------------
اي باعث هر سوز و غم گشتم مقيم خانه ات درعشق تو ميسوزم و تو شمع و من پروانه ات
شرمنده از لطف توام سرمستم از پيمانه ات اي يار من دلدار من یالیتنا کنا معک
------------------
اي ميزبان مهربان اينك منم بر خوان تو برسفره لطف تو و بر خواني از احسان تو
اي مظهر لطف خدا مهمان تو قربان تو در اين مسير دستم بگير یالیتنا کنا معک
------------------
بخشهايي كه در زير آنها خط كشيده شده است از حضرت مولاناست.
3
افتاده آتش بر خيمه هايت بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
ديگر ندارم صبر جدايي بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
بابا در اينجا ياور نداريم اصغر نداريم اكبر نداريم
سقا و قاسم ديگر نداريم بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
در اين بيابان بابا اسيرم داغ تو كرده يكباره پيرم
بابا دعا كن ديگر بميرم بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
بابا نشسته در دل شراره بسته به روي ما راه چاره
اي كاش مي شد آيي دوباره شايد گره از كارم گشايي
بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
بابا نمانده در دل شكيبم من بي انيسم من بي حبييم
بابا غريبم بابا غريبم بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
بابا بياتا حالم ببيني تا در كنار عمه نشيني
تا خار را از پايم بچيني بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
-----------------
بابا شنو اين افغان و آهم آواره دشت از خيمه گاهم
ده خود پناهم من بي پناهم بابا كجايي ؟ كجايي ؟ كجايي ؟
4
ای دست بریده یاریم کن
تا آب به خیمه ها رسانم
-----------------
من وارث تیغ ذوالفقارم
سقایی خیمه افتخارم
در راه حسین جان سپارم
یا فاطمه شد ذکر لبانم.
تا آب به ...
------------------
در خیمه نمانده قطرۀ آب
طفلان ، همه بی قرار و بی تاب
اصغر ز ِعطش نمی رود خواب
من افسرومیرکاروانم.
تا آب ...
----------------
تا بانگ حرم رسد به گوشم
هیهات ، که آب سرد نوشم
من عزّت خویش کِی فروشم
برباغ حسین ، باغبانم
تا آب ...
-------------
امروز که روز جان نثاری است
خون شهدا به دشت جاری است
بر دین خدا زمان یاری است
لبیک حسین ، بر زبانم.
تا آب ...
---------------
هر چند به کربلا امیرم
در بندگی حسین ، اسیرم
امروز اگر تشنه بمیرم
من راهی روضۀ جنانم.
تا آب ...
------------------
امروز به امر حق رضایم
فخر است فقط همین برایم
سقا و امید خیمه هایم
در راه حسین ، جان فشانم.
تا آب ...
----------------
در راه خدا نه خویش بینم
نه راحت و آسوده نشینم
فرزند امیر مؤمنینم
سردار امیر عاشقانم.
تا آب ...
-----------------
ای وای اگر که ریزد آبم
دیگر نَبُوَد به سینه تابم
تا خیمه دوباره می شتابم
بر هم زن خیل دشمنانم.
تا آب ...
---------------
ای وای اگر که دشمن دین
پاره کند این مشک من از کین
طفلان همه می شوند غمگین
امّید تمام تشنگانم.
تا آب ...
5
بی قرار روی بابایم عمو
بهر جانبازی مهیّایم عمو
سیزده ساله منم در کربلا
نوجوان و یادگار مجتبی
ای عمو اذن شهادت ده مرا
عاشق آن یار یکتایم عمو
ای عزیز جان خیرُالمرسلین
سر به زیر افکنده ای ای ماه دین
با دل افسرده اشکم را ببین
عشق می سوزد سراپایم عمو
ای عمو تو جای بابایم حسن
می زدی صد بوسه بر رخسار من
قامتم زیبا شده با این کفن
سِیر کن دیگر تماشایم عمو
ای عمو در راه تو سر می دهم
جان خود در راه داور می دهم
زیر سُمّ اسب ، پیکر می دهم
لحظه ای دیگر به صحرایم عمو
ای عمو ای کاش صد جان داشتم
یا که صدها تیغ بُرّان داشتم
کاش از تو اذن میدان داشتم
تا ببینی شور هِیجایم عمو
تشنه ام من تشنۀ جام حضور
راهی ام من راهی گلزار نور
می کنم از جان تو هر فتنه دور
رو به سوی خیل اعدایم عمو
ای عمو از عاشقان جا مانده ام
وادریغا من به دنیا مانده ام
اکبرت رفته من اما مانده ام
کاروان رفته است و تنهایم عمو
جان و سر قربان کنم در راه تو
سر نهم بر لاله گون درگاه تو
کعبۀ من گشته روی ماه تو
هم پدر هستی و مولایم عمو
6
بيا بار دگر - به رخسار پدر
بخند اي اصغرم
-------------------
چرا خاموشي اي مه تابنده ام ؟
تو تشنه مانده اي ز تو شرمنده ام
به داغ مرگ تو ز غم آكنده ام
چرا خونين شدي ايا همسنگرم
بخند اي اصغرم
-------------------
علي همگام من علي همراز من
تو اي شش ماهه ام شدي سرباز من
تو تشنه بودي و شدي جانباز من
چگونه غربت تو را تاب آورم ؟
بخند اي اصغرم
-------------------
ندارم طاقتي تو را اي اصغرم
كه با اين حالتت برم سوي حرم
به دوش من بخواب گل نيلوفرم
بخواب اي كودك ز گل نازكترم
بخند اي اصغرم
-------------------
به خيمه منتظر نشسته مادرت
كه بيند گشته تر از آبي حنجرت
نمي داند ولي چه آمد بر سرت
نداند پرپر است گل نيلوفرم
بخند اي اصغرم
-------------------
تو بودي غنچه ام ولي پژمرده اي
تو بودي پر ز شور ولي افسرده اي
تو آب از ناوك ستمگر خورده اي
مه تابنده ام گل زيباترم
بخند اي اصغرم
-------------------
قرار قلب من لب خندان تو
دلم شد شعله ور از اين هجران تو
شود جان جهان علي قربان تو
فداي حنجر به خونت اصغرم
بخند اي اصغرم
-------------------
تمام آسمان به رنگ خون توست
زمين كربلا ببين محزون توست
زيارتگاه من رخ گلگون توست
پريدي ناگهان به باغ مادرم
بخند اي اصغرم
-------------------
7
خواهر حلالم كن عازم به ميدانم
ــــــــــــــــــ
دلتنگ ديدار خيل شهيدانم
ــــــــــــــــــ
خواهر تو در هرجا همسنگرم بودي هم خواهرم بودي ، هم مادرم بودي
هم مونسم بودي ، هم ياورم بودي خواهر به خون بيني اينجا تو غلطانم
ــــــــــــــــــ
خواهر تنم گردد درخاك وخون ، غلطان در قتلگه افتد اين پيكرم عريان
بر روي ني گردم من قاري قرآن من معني سرخ آيات رحمانم
ــــــــــــــــــ
اي خواهرم ديگر روز جدايي شد اين لحظة سخت دردآشنايي شد
از غربتم ديگر وقت رهايي شد من راهي باغ ديدار جانانم
ــــــــــــــــــ
خواهر تو خود ديدي رنج وبلا ديدم هم لاله ها پرپر هم كشته ها ديدم
بر خاك اين صحرا دست جدا ديدم لب تشنه جان داده شش ماهه عطشانم
ــــــــــــــــــ
باكا م خشكيده بايد دهم سر را با خون كنم برپا آيين داور را
بايد كنم احيا دين پيمبر را گردم شهيد آري با كام عطشانم
ــــــــــــــــــ
ديدار جانانه شد آرزوي من من عاشق حق ، او مشتاق روي من
دشت منا گشته اين خاك كوي من اين روز عاشورا شد عيد قربانم
ــــــــــــــــــ
خواهر به جاي من خود يار طفلان باش همصحبت و مونس بهر يتيمان باش
ماه دل افروز شا م غريبان باش من بر فراز ني همراه طفلانم
ــــــــــــــــــ
خواهر پذيرا شو از من سلامم را كن منتشر هرجا خونين پيامم را
جاويد كن در اين عالم قيامم را آيا ت قرآن را بر نيزه مي خوانم
ــــــــــــــــــ
خواهر تو بعد از من پيك شهيداني تو حنجر سرخ ياران قرآني
من باشما هستم تنها نمي ماني در هر كجا خواهر من با يتيمانم
ــــــــــــــــــ
8
كجا جويم تو را ؟ دراين دشت بلا عزيز مادرم حسين سرجدا
ـــــــــ
نمي آيد به گوش ، چرا آواي تو ؟ مگر درخون شده ، قد رعناي تو ؟
هميشه كعبه ام ، رخ زيباي تو انيس مصطفي ، عزيز مرتضي
ـــــــــ
تو ا ي تنها ترين ، شهيد راه دين كجا افتاده اي ، تو دراين سرزمين ؟
فغان من شنو، سرشك من ببين كجا پيدا كنم برادر جان ، تو را ؟
ـــــــــ
توجان دادي غريب ، نبوده ياورت نه عباس دلير ، نه حتي اكبرت
بميرد زينبت ، نبوده بر سرت امام عاشقان ، غريب كربلا
ـــــــــ
در اين دشت بلا ، ندارم همدمي بجز بيمار خود ، ندارم محرمي
به دل دارم حسين ، عزاي عالمي برايت مي كنم عزا هر جا بپا
ـــــــــ
براي ديدنت ، كجا رو آورم ؟ كه داغ هجر تو ، نگردد باورم
مگر زهرا شود ، دراينجا ياورم دمي خيز اي حسين به امدادم بيا
ـــــــــ
به هر جا مي روم ، به همراهم تويي به شبهاي سياه ، ـ حسين ـ ماهم تويي
خبردار از همه ، غم و آهم تويي شكسته قامتم از اين سوز و عزا
ـــــــــ
عزيز مصطفي ، چه سازم دخترت ؟ ببين پژمرده شد ، گل نيلوفرت
نمي گويي چرا ، جواب خواهرت؟ كجايي تا دهي دل زينب ، شفا ؟
ـــــــــ
دلم پر مي زند كه بينم روي تو تمام كربلا گرفته بوي تو
بگو زينب رود چسان از كوي تو ؟ گرفته عطر خون ، فضاي نينوا
ــــــــــ
شدم دلتنگ تو كجايي ياحسين ؟ چرا از كاروان ، جدايي ياحسين ؟
چه خوش باشد اگر بيايي ياحسين به هرجا رو كنم نمي يابم تو را
ـــــــــــ
ندارم برلبم ، بجز نام حسين (ع ) كه من سرمستم از ، مي جام حسين (ع )
دلم شد كفتر ، لب بام حسين (ع ) جواب من بده بكن دردم دوا
ـــــــــ
امیری حسین و نعم الامیر