با کاروان کربلا (8) نوحه
فهرست نوحه های این پست :
1 - ای پدر جوابم ده کو عموی ما عباس
2 - آتش افتاده بر حرم مصطفی لا اله الا الله
3 - اي كاش بر مي گشت به خيمه ها عباس
1
ای پدر جوابم ده کو عموی ما عباس
-------------------
تا عمو در اینجا بود سینه ها قراری داشت
خیمه گاه ثاراله میرو پاسداری داشت
عمه غمین ما غمگسارویاری داشت
----------------------
کربلا پر از ناله خیمه ها پر از افغان
دیده ها پر از اشک و کام کودکان عطشان
گو به خیمه بر گردد ساقی تو بابا جان
----------------------
گر چه تشنه ایم اکنون در میان این صحرا
سینه ها پر از سوزو پر زغم شده دلها
ای پدر بگو آید سوی خیمه ها سقا
----------------------
عالمی شده مات از این رشادت عباس
هر کجا وفا بوده رسم و عادت عباس
قامت تو خم گشته از شهادت عباس
-----------------------
گو عموی ما آید ای عزیز پیغمبر
گر چه تشنه خوابیده طفل بی گناه اصغر
نیست در دل طفلان صبر طاقتی دیگر
----------------------
آن عموی با همت بالبان عطشان رفت
ساقی عزیز انست تشنه سوی میدان رفت
تا دهد به ما ابی سوی قوم عدوان رفت
-----------------------
گو به ساقی ات بابا کودکان پریشانند
اهل بیت تو مضطر در فغان ونالانند
غنچه های باغ من تشنه اندوعطشانند
-------------------
2
آتش افتاده بر حرم مصطفی
لا اله الا الله
------------
اسب می تازند بر بدن کشته ها
لا اله الا الله
---------------
این حسین است و تن بی کفنش
این حسین است و به میدان ، بدنش
ذکر حق است خدایا سخنش
گرد شمع او حلقۀ پروانه ها
لا اله الا الله
---------------
جبرییل آمده بر بالینش
بوسه گیرد ز تن خونینش
بی کفن شد تن زخم آجینش
می زند ناله در غم او مرتضی
لا اله الا الله-
-------------
آسمان تار و سیه پوش شده
ماه این قافله خاموش شده
یار من یار بلا نوش شده
کاروان من همسفر سرها
لا اله الا الله
--------------
خیمه ها سوخت در آتش یارب
خیمه ها سوخت چو قلب زینب
چه کند عمه به طفلان امشب؟
وای وای از این غربت عاشورا
لااله الالله
___________
خون چکد از سر نی روی زمین
دیده ها خون شده و سینه غمین
آمده زلزله بر عرش برین
شد عزادارش مادر او زهرا
لا اله الا الله
-----------------
تشنه مانده است گل آل کسا
آب نوشیده ز شمشیر، چرا ؟
فاطمه آمده با آه و نوا
می زند بوسه بر تن ثارالله
لا اله الا الله
-----------------
ای خدا با همه غمها چه کنم
با تن خفته به صحرا چه کنم
چه کنم بارالها چه کنم
کاروان من همسفر سرها
لا اله الا الله
3
اي كاش بر مي گشت به خيمه ها عباس
تـا كـه دهـد آبي به تشنه ها عباس
.......
اصغرم تشنه و عطشان مانده
دخترم با دلِ سوزان مانده
اهلِ بيتم همـه نالان مانده
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت ...
.......
نتوانم كه روم سوي حرم
داغِ او كرده پُرازخون جگرم
رفته تنها گلِ پاكم زِ برم
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت ...
.......
كاش مي شد به حرم آب رسد
خيمه را راحتي و تاب رسد
در شبم لحظه اي مهتاب رسد
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت ...
.......
چه كنم من كمـرم بشكسته
ساقي ام بر شهدا پيوسته
راحت عباس و دلِ من خسته
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت
...
.......
كاشكي پاره نمي شد از كين
مشكِ آب گلِ آل ياسين
تا نمانَد علي اصغـر غمگين
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت ...
.......
دستِ پاكش زِ تنش گشته جدا
تير شد جانبِ اين مشك رها
گشت نـوميـد علمدارِ خدا
سكينه مي زند صدا ج العطش ياعباس
رسد زِ خيمه اين صدا ج العطش ياعباس
اي كاش بر مي گشت ...
.......
امیری حسین و نعم الامیر