لبیک یا حسین (2 ) برای حضرت علی اصغر
اي تو زيبا غنچة بستان من چشم خود وا كن ، گل عطشان من
باز كن چشمان ناز خويش را دور كن از خيمه ها تشويش را
عازم ديدار پيغمبر شدي تو در آغوشم ـ علي ـ پرپر شدي
تو در آغوشم چه زيبا خفته اي با نگاه خود ، به بابا گفته اي:
" اي پدر اي كاش سربازت شوم كودكم اي كا ش جانبازت شوم
اي پدر اي كاش چون قاسم شوم سوي درگاه خدا عازم شوم
كاش مانند عموي با وفا پيش پاي تو كنم جانم فدا
كا ش مثل اكبرت عاشق شوم بهر ديدار خدا لايق شوم"
-------------------
اي گل سرخ و سپيد من ، علي طفل شش ماهه ، شهيد من ، علي
اي چراغ خيمه هايم روي تو اي تمام چشمهامان ، سوي تو
اي گواه غربت اهل حرم اصغرم اي اصغرم اي اصغرم
اي كه طفل پاك ومعصومي ، علي مثل جد خويش مظلومي ، علي
اي طلوع عشق ، در سيماي تو اي قرار من ، رخ زيباي تو
اي بهار من چرا پژمرد ه اي ؟ طاقت و صبر از دل من برده اي
پيش چشمم اي گل زيبا ي من تير بر حلقت زدند اي واي من
بر گلويت تير كين ، پرتاب شد چشمهاي خسته ات در خواب شد
شد تو را گهواره آغوش پدر كي شود داغت فراموش پدر؟
كي چنين تشنه گلي پرپر شود ؟ حنجري از تير كينه تر شود ؟
كي چنين بوده كنار رود آب ؟ كودك شش ماهه اي در التهاب...
امیری حسین و نعم الامیر