لبیک یا حسین (23) چند رباعی

 

 

چند رباعی با حال و هوای صحن و سرای اباعبدالله الحسین (ع)

 تقدیم به راهیان کربلای معلا و راهپیمایان اربعین حسینی

 

1

 

دل ، باز هوای لاله و گل کرده است

در کوچه عاشقی تامل کرده است

در گوشه بین الحرمین افتاده است

این دل ، که به گنبدت توسل کرده است

2

مي آيد باز بانگ غمناك حسين

مي رويد گل ز تربت پاك حسين

هر سوي ز ره قافله اي مي آيد

اينجاست بهشت عاشقان ، خاك حسين

3

اين كرب وبلاست پس مباهات كنيد

با سرور عاشقان، ملاقات كنيد

اين صحن و سرا كعبه حاجات شماست

بي واسطه با خدا مناجات كنيد

4

اين شهر كه نام پاك آن كرب وبلاست

ميعادگه قافله صدق و صفاست

اين راه كه مي رود به درگاه حسين

يك جاده مستقيم تا باغ خداست

5

اینجاست بهشت بی کران تو حسین !

اینجاست بهار بی خزان تو حسین !

بگذشت چه قرنها ز داغت اما

قرآن جاری است از لبان تو حسین !

6

ماندیم همه خجل ز دین تو حسین !

عالم همه مست شور و شین تو حسین !

صد  روضه به گوش می رسد از زهرا

در روضه بین الحرمین تو حسین !

--------

سروده شده در اربعین حسینی 1393 در بین الحرمین حسینی

------------------

در سایت فار س به نشانی ذیل منتشر گردید :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950828000859

 

 

 

لبیک یا حسین (22 ) چند رباعی

1

ای کاش جهان , راز تو را می فهمید

آوازه آواز تو را می فهمید

ای آخر هر چه عشق ای کاش که دل

یک روز سرآغاز تو را می فهمید

2

عالم همه مات نام نورانی تو

دل , مانده پریشان پریشانی تو

ای شاعر بیت های خونین از نی

هستی شده سرمست غزلخوانی تو

3

هر لحظه تو را بهانه دارد نیزه

از غربت تو نشانه دارد نیزه

با یاد تو و زمزمه قرآنت

صد غصه بی کرانه دارد نیزه

 

 

 

 

گفت‌وگو با دفاع پرس

فرهنگ و هنر » فرهنگ و هنر

 
 
حبیب‌پور در گفت‌وگو با دفاع پرس:
نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس گفت: وظیفه ما بعد از جنگ تحمیلی حضور در جنگ نرم است که تبیین آن بر عهده تحلیلگران دفاع مقدس است. باید بدانیم که جنگ تمام نشده بلکه شکل، جغرافیا و وسعت آن فرق کرده است.
کد خبر: ۲۱۲۱۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۶ - 08November 2016
 
ما باید وارد حوزه اندیشه دفاع مقدس و چرایی آن وارد شویم
سید حبیب حبیب‌پور، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس ضمن بازدید از غرفه خبرگزاری دفاع مقدس در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع پرس اظهار داشت: هنرمندان و مسئولان برای حضور در عرصه دفاع مقدس و تولید آثار هنری در این حوزه باید به‌روز باشند. کسی‌که در دهه 60 و 70 شعری سروده یا داستانی نوشته است، ضرورت دارد که زبان خود را تغییر داده و به زبان مخاطب دهه 90 نزدیک شود.
 
این نویسنده و پژوهشگر درباره مشکلات حوزه هنر دفاع مقدس نیز گقت: امروزه وضعیت هنر دفاع مقدس در زمینه ادبیات، سینما و تئاتر چندان مطلوب به نظر نمی‌رسد، همه مسئولیت آن بر عهده هنرمندان هم نیست. سوژه دفاع مقدس فراوان و گسترده است و این فراوانی باعث شده‌ است که هنرمند نتواند حق مطلب را به خوبی ادا کند.

وی گفت: از مشکلات دیگر این حوزه می‌توان به ضعف در پژوهش و نقد آثار دفاع مقدسی اشاره کرد. ما باید وارد حوزه اندیشه دفاع مقدس و چرایی آن شویم. وظیفه ما بعد از جنگ تحمیلی حضور در جنگ نرم است که تبیین آن بر عهده تحلیل‌گران دفاع مقدس است. باید بدانیم که جنگ تمام نشده بلکه شکل، جغرافیا و وسعت آن فرق کرده است.

حبیب‌پور در ادامه به مشکلات تولید محتوا در آثار دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: در بخش نرم‌افزاری آثار دفاع مقدس مشکل چندانی وجود ندارد، مطالب بسیاری برای بازگو کردن که هنوز طرح نشده‌‌اند، موجود است؛ ولی در بخش سخت‌افزاری مشکلات زیادی است که باید حل و فصل شوند.

لبیک یاحسین(21)غزل عاشورایی

 

 مستی پروانه

 

آقا ! دلم گرفته ... دلم را صفا بده

یک لحظه ام تو معرفت کربلا بده

دیوانه ام دوباره مرا مست خویش کن

حالی به من چو مستی پروانه ها بده

در زیر قبه تو شفا می دهند و بس

پس  زیر قبه ام ببر ، آنگه  شفا بده

صد کاروان به سوی تو عازم به کربلا

در بین عاشقان , تو مرا نیز جا بده

تا بشنوم از آن لب خونین نوای وحی

لطفا مرا تو جای به سرنیزه ها بده

دل سالهاست خانه داغ وغم شماست

آرامشی به این دل درد آشنا بده

لبیک یا حسین (20) با یک شهید

   

پیامی از یک شهید به زایران کربلا  

این روزها که شیفتگان سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع ) خود را برای عزیمت و پابوسی صحن و سرای حضرت اباعبدالله الحسین آماده می کنند.

این روزها که زمزمه مجالس و محافل  بخصوص جوانان حسینی شرکت در حماسه شکوهمند و بی نظیر پیاده روی اربعین حسینی است ، یاد کردی از آنها که به شوق زیارت کربلای معلا به پیشواز شهادت رفتند و عاشقانه به حضرت ثارالله لبیک گفتند بایسته و شایسته است.

چه بسا شهدایی که به تأسی از تشنگی حضرت اباعبدالله الحسین ( ع) با لب تشنه به شهادت رسیدند و چه فراوان عزیزانی که با پیروی از علمدار کربلا حضرت ابالفضل العباس (ع ) با وجو د بدنی زخمی حاضر نشدند به عقب جبهه اعزام شوند و در معرکه ماندند تا به شهادت رسیدند.

آنها در وصیتنامه های خود همواره به راه سرخ عاشورا اشاره داشتند و یکی از آرزوهایشان  زیارت ضریح شش گوشه حضرت حسین بن علی (ع) بود.

شهید صفرعلی قاسمی راد از جوانان عاشق حضرت سیدالشهدا بود که به شرکت در  روضه های امام حسین(ع) بسیارعلاقه مند بود و بارها پیش می آمد که در مراسمات عزاداری آن حضرت از شدت گریه بیهوش می شد.

 او از شهدای شهرک شهید منتظری شهرستان دزفول که در اردیبهشت سال 1361 در مرحله دوم عملیات بیت المقدس  در حال یورش به سمت متجاوز دشمن بعثی  از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

او در وصیت نامه خود یادآور شده است :

این را بدانید که هدف ما شهدا یکی است که هدف ما امام حسین (ع) است. بیشتر شهدا در وصیت نامه هایشان می نویسند که در شب های جمعه ما را دعا کنید. من اینجا می گویم و می نویسم که اگر خودمان به کربلا نرفتیم شما به جای ما این قبر شش گوشه ی امام حسین(ع) را زیارت کنید.

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

-----------------

جا دارد که زایران عزیزی که به عتبات عالیات و از جمله صحن و سرای حسینی در سرزمین مقدس کربلا مشرف می شوند شهدا را فراموش نکنند و نایب الزیاره آن لبیک گویان وفادار عاشورایی باشند.

----------------

این مطلب در سایتها ی ذیل  منتشر شد .

http://tabnak.ir/fa/news/638718/پیامی-از-یک-شهید-به-زائران-کربلا

و

http://shooshan.ir/fa/print/58305

و

http://www.azarnewsonline.com/news/2485529.html

 

 

لبیک یا حسین (19 ) چند رباعی

 photo_2016-10-08_20-23-39

 

1

باز این دل خسته را پریشان مکنید

دروازه ي شهر را چراغان مکنید

این سر که به نیزه قاري قرآن است

محبوب خداست ، سنگباران مکنید

2

اي كاش مرا فرصت يك آهي بود

يا سوي وصال روي تو راهي بود

تا درد دل خويش بگويم هر شب

اي كاش در اين خرابه هم چاهي بود

 

3

اي علت جست و جوي ني ادركني

اي خون تو آبروي ني ادركني

در اين شب ظلماني من باز بتاب

اي ماه نشسته روي ني ادركني

4

اين نور به خيمه گاه قسمت شده است

در قافله ؛ اشك و آه قسمت شده است

يك نيمه به مقتل و دگر بر نيزه

شق القمراست و ماه قسمت شده است

با قيصر امين پور

 

 بمناسبت سالروز پرواز دکتر قیصر امین پور

Image result for ‫قيصر امين پور‬‎ 

در یکی از روزهای آغازین جنگ تحميلي در جمع تعدادی از هنرمندان  از جمله شادروان دکتر قیصر امین پور شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی در امور تربيتي شهرستان دزفول نشسته بودیم و  بوی رنگ و گواش و پارچه های خطاطی در اتاق پراكنده بود .

یکی از  هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله ای به زیبایی تمام ، با رنگ قرمز ، نقاشی می شد. او پس از تكميل نقاشی اش رو به قیصر کرد و گفت : آيا می شود برای این تصویر شعری بسرایيد؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی های زیبای  شما را می طلبد . قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت : شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست باز کنی و روان شود . باید جرقه ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد ، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد .

 نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم كه  ناگهان باد کاغذ نقاشي شده را بر زمین انداخت . در همان لحظه یکی از بچه ها که در حال گذر بود متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت . نقش كفش و شیارهای پر از خاک ، روی لاله و بال سیمرغ نقش بست . صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین پور و با ناراحتي گفت : اگر شما برای این اثر ارزش قایل بودید این گونه نمی شد .

قيصر هم كه از اين حادثه ناراحت شده بود ، مکثی کرد و همان جا این دو بیتی معروف خود را فی البداهه بر زبان جاری ساخت كه :

مبادا خویشتن را وا گذاریم       

      امام خویش را تنها گذاریم

ز خون هر شهیدی لاله ای رست   

        مبادا روی لاله پا گذاریم

 

-----------

خاطره از : محمد حسین قانعی

بازنويسي : سيد حبيب حبيب پور

این مطلب در این سایت ها نیز  منتشر شد .

http://deznn.com/main/news/g1avpR/بمناسبت%20سالروز%20پرواز%20دکتر%20قیصر%20امین%20پور 

http://tabnak.ir/fa/news/636243/خاطره-یکی-ازدوبیتی-های-مرحوم-قیصر-امین-پور 

و

http://www.irafta.com/showtextday.aspx?id=2810&sub=خاطرات شاعران

--------------

مطالب مرتبط با این موضوع : 

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=127789

و

http://www.tabnak.ir/fa/news/160218/%D9%82%D9%8A%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%8A%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%8A-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1

 

لبیک یا حسین (18) با یک شهید

  

 ساده زيستي شهيد عبدالعلي بهزادي راد زبانزد بچه هاي گردان بود . قبل از اعزام به جبهه ، مختصر وسايل خود حتي لباسش را  در راه خدا بخشيد و فقط براي خود يكدست لباس رزم باقي گذاشت.

 

هنوز هم صداي گرم و شور آفرين نوحه خواني اش در گوش بچه هاي رزمنده طنين انداز است و عشق و ارادت به امام حسين(ع) وصف ناشدني بود تا جايي كه هميشه مي گفت : من حاضرم تمام هستي و وجود خود را فداي امام حسين(ع)  كنم .

 

او علمدار هيأت بود . در شهر دزفول علمي داشت  به نام علم حضرت عباس كه ماه محرم هر سال ، آن را آماده مي كر د. در روزهاي عزاداري بر دوش مي كشيد و در جلوي هيأت مي درخشيد .  

روزي كه بدن پرپرشده اش را بعد از عمليات والفجر ۸ به سوي گلزار شهيداباد تشييع مي كردند ، علم او بر دوش مشايعت كنندگان بود و در  كنار تابوتش چشمها را به اشك نشانده بود.  تا گلزار شهدا هنوز فاصله زيادي بود كه ناگهان علم از وسط شكست و بر روي زمين افتاد . گويي او طاقت نداشت كسي جز بهزاد او را حمل كند .

لبیک یاحسین(17)غزل عاشورایی

 

 

همسفر

اي ماه چرا به نيزه جا داري ؟

خوش بوي ز خاك نينوا داري

تو روح علي و جان زهرايي

خوش رايحه اي ز مصطفي داري

تو همسفري به كاروان دل

از نيزه ، نگاه سوي ما داري

هفتاد و دو ذبح داده اي با عشق

احسنت به تو که اين منا داري

درمان تمام دردها با توست

در تربت پاك خود شفا داري

در طوف ضريح خود چو بيت الله

هر لحظه صف از فرشته ها داري

درياي كرامتي و بر لبهات

بر دشمن خويش هم دعا داري !

بر پاسخ يك الست محبوبت

گفتي تو بلي و صد بلا داري

هر چند غريب بوده اي اما

امروز هزار آشنا داري

لبیک یا حسین(16)غزل عاشورایی

 

 

 

1

ای کاش  قلبهای پریشان ، دروغ بود

یا داستان شام غریبان ، دروغ بود

2

ای کاش کوفه لحظه ای از خویش ، شرم داشت

یا روزگار قحطی وجدان ، دروغ بود

3

ای کاش سنگ و چوب ز هر بام میزبان

بر کاروان خسته  مهمان ، دروغ بود

4

ای کاش روی گونه گلبرگهای خیس

شلاقهای باد زمستان ، دروغ بود

5

ای کاش محفل طرب و مجلس شراب

یا خیزران و ضربه به دندان ، دروغ بود

6

ای کاش تازیانه و شلاق شامیان

بر چهره های زرد و هراسان ، دروغ بود

7

آیا چه می شد آنکه به ناگاه بشنویم

این شعرهای نوحه سرایان ، دروغ بود

--------------

سيد حبيب حبيب پور

آبان 95