همسفر

اي ماه چرا به نيزه جا داري ؟

خوش بوي ز خاك نينوا داري

تو روح علي و جان زهرايي

خوش رايحه اي ز مصطفي داري

تو همسفري به كاروان دل

از نيزه ، نگاه سوي ما داري

هفتاد و دو ذبح داده اي با عشق

احسنت به تو که اين منا داري

درمان تمام دردها با توست

در تربت پاك خود شفا داري

در طوف ضريح خود چو بيت الله

هر لحظه صف از فرشته ها داري

درياي كرامتي و بر لبهات

بر دشمن خويش هم دعا داري !

بر پاسخ يك الست محبوبت

گفتي تو بلي و صد بلا داري

هر چند غريب بوده اي اما

امروز هزار آشنا داري