photo_2016-10-08_20-23-39

 

1

باز این دل خسته را پریشان مکنید

دروازه ي شهر را چراغان مکنید

این سر که به نیزه قاري قرآن است

محبوب خداست ، سنگباران مکنید

2

اي كاش مرا فرصت يك آهي بود

يا سوي وصال روي تو راهي بود

تا درد دل خويش بگويم هر شب

اي كاش در اين خرابه هم چاهي بود

 

3

اي علت جست و جوي ني ادركني

اي خون تو آبروي ني ادركني

در اين شب ظلماني من باز بتاب

اي ماه نشسته روي ني ادركني

4

اين نور به خيمه گاه قسمت شده است

در قافله ؛ اشك و آه قسمت شده است

يك نيمه به مقتل و دگر بر نيزه

شق القمراست و ماه قسمت شده است