نسیم مهربان
به یاد استاد ارجمند جناب آقای آل مبارک
لحظه ی ناگهان
رفت یاری که بس مهربان بود
چون نسیم سحر، بیکران بود
در بهار ی تر ین باغ احساس
مثل لبخند یک باغبان بود
شاد در ساعت عاشقی و
مست در لحظه ی ناگهان بود
مثل عطر شقایق ؛ دل افزا
پر صفا بود اگر بی نشان بود
رازهایی که با ماه می گفت
برتر از هرچه حرف و بیان بود
دستها ی ش برای پرنده
زیر باران تند ، آشیان بود
ساده بود و صمیمی و محجوب
پاک مانند رود روان بود
همنوا با کمیل ، اشک می ر یخت
صبح آد ینهها ندبه خوان بود
با خدا بی تعارف سخن گفت
صاحب چشم گوهرفشان بود
رفت و پیوست بر دوست ، آخر
از اهالی هفتآسمان بود
یا حسین از لبانش نیفتاد
او که از خیل دلدادگان بود
......
سید حبیب حبیب پور
۱۱ دی ماه ۱۴۰۲
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:30 توسط سيد حبيب حبيب پور
|
امیری حسین و نعم الامیر