غزل

چه قدر عاشقت...

تقصیر چشم توست اگر عاشقت شدم

یا یک کرشمه ات ، به نظر عاشقت شدم

صدبار توبه کردم از آن یک نظر ولی

یادت رسید و بار دگر عاشقت شدم

تقدیر من به خاطر آن یک نگاه بود

وقتی که از قضا و قدر عاشقت شدم

لب تشنه ام کنار فرات رسیدنت

در این عطش در اوح شرر عاشقت شدم

فرقی نمی کند به خوشی و به ناخوشی

حتی به روزهای خطر عاشقت شدم

بالی برای با تو پریدن نداشتم

ای وای من که سوخته پر عاشقت شدم

بنشین که باز آتش این سینه بگذرد

ای مهربان به دیده تر عاشقت شد

اینجا همیشه نام تو تکرار آرزوست

امشب بیا به من بنگر عاشقت شدم

یکبار -اگر که شد - تو بگو عاشقم شدم

تا من بگویمت چه قدر عاشقت شدم

-----------

سید حبیب حبیب پور