رباعی های عاشورایی در اینستاگرام من ( بخش اول )
[ ۱]
باز این دل خسته را پریشان مکنید
دروازه شهر را چراغان مکنید
این سر که به نیزه قاری قرآن است
محبوب خداست ، سنگباران مکنید
[ ۲]
در دشت ، غریو و ناله ای برپا بود
ٱن لحظه که اوج روز عاشورا بود
برگشت ز معرکه اگر اسب ... ولی
در خیمه ، کسی منتظر بابا بود
در دشت ، غریو و ناله ای برپا بود
ٱن لحظه که اوج روز عاشورا بود
برگشت ز معرکه اگر اسب ... ولی
در خیمه ، کسی منتظر بابا بود
[۳]
بی آب شدی ، آینه بازی کردی
بر خاک شدی وسرفرازی کردی
از هر سو تیر و طعنه و زخم ٱمد
اما تو چه خوش ، پیشنمازی کردی
بی آب شدی ، آینه بازی کردی
بر خاک شدی وسرفرازی کردی
از هر سو تیر و طعنه و زخم ٱمد
اما تو چه خوش ، پیشنمازی کردی
[ ۴]
تو راز اصول عشق بودی عباس
هر لحظه رسول عشق بودی عباس
جبریل برای تسلیت آمده بود
تو شان نزول عشق بودی عباس
تو راز اصول عشق بودی عباس
هر لحظه رسول عشق بودی عباس
جبریل برای تسلیت آمده بود
تو شان نزول عشق بودی عباس
[ ۵ ]
مشک است که پیش پای تو افتاده
لرزه ز چه در صدای تو افتاده؟
چون جعفرطیار ، دوبالت دادند
هرچند که دستهای تو افتاده
مشک است که پیش پای تو افتاده
لرزه ز چه در صدای تو افتاده؟
چون جعفرطیار ، دوبالت دادند
هرچند که دستهای تو افتاده
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 7:58 توسط سيد حبيب حبيب پور
|
امیری حسین و نعم الامیر