تا ماه راهي نيست

ادبي

تا ماه راهي نيست - عرض ارادت به سید

سيد حبيب حبيب پور
تا ماه راهي نيست ادبي

عرض ارادت به سید

 

اشاره :

مطلب شهید سیدجمشید صفویان  در تابناک (http://www.tabnak.ir/fa/news/164778/ما-«سید»-را-گم-کرده‌ایم!-+-تصاویر)بازتاب زیادی داشت و تاکنون تعداد     ۱۴۴۰۶بیننده داشته است با حدود ۹۶ پیام . از بین انهمه پیام های زیر را انتخاب کرده ام تا نام ان سید دوست داشتنی این وبلاگ را نورانی کند .  

 

خداوند غريق رحمتش كند .در بين بچه هاي رزمنده استوانه پايداري و مقاومت بود

---------------------- 

به راستی جای این گونه افراد در بدنه ی مدیریتی کشور خالی است.

---------------------

*        يادمه وقتي اون زمان اين شهيد عزيز را مي ديدم ، او در هيبت يك انسان كامل 40 - 50 ساله مي نمود . حال آنكه ايشان فقط 24 سال از خدا عمر گرفته بود فقط 24 سال . . .

*         ---------------------

*        حسین: بنده از نیروهای سید جمشید در دوران دفاع مقدس بوده ام ایشان مردی شجاع و غیور بود الحق هرچه ما داریم از امثال سید جمشید داریم.

---------------------

*        دکتر محمد درچین:سلام بر روح بلند سید که روزی اورا زیارت وشبی اورا در سجده شهادت وهم اکنون او را با خجالت وشرمندگی از طریق این مطلب نظاره گرم .کوچکترین رزمنده

*        ---------------------

بهرام گودرزي:
من از نزديك با شهيد عزيز سيد جمشيد صفويان همرزم بوده ام .خداوند به ما توفيق ادامه راه شهيدان را عنايت فرمايد و در دنيا و آخرت دستمان را بگيرد.آمين

*         ---------------------

*        رضا :
گفتند یافت می​نشود جُسته​ایم ما
گفت آنکه یافت می​نشود آنم آرزوست.

... خواستم گواهي بدهم كه سيد را گم كرده ايم ... اما ديدم مگر پيدايش كرده بوديم كه گم كنيم؟ منت گذاشته بود و شرف حضور به هم رسانده بود. گويا اين تفضل هم به يمن مجلس بود نه
اجابت التماس دعاي چشم من و ساير سرگردانان روزگار. ...آري و باري ، يافته بوديم يا گم كرده ايم تفاوتي ندارد. امروز، عطش آن است كه « دست ما كوتاه و سيد در عروج». سيد آمده بود چراغ راه كاروان شود. كه شد. اينك مجازات آنان كه نجنبيدند و همتشان به همراهي كاروان وصال نداد، سوختن در فراق سيد و كاروان است. سيد را كه نمي شود پيدا كرد اما ديروز توفيق رفيق شد و ردش را زدم. مجالي دست داده بود، امانش ندادم. جايگاه عرشي سيد كه دست نيافتني است، به فرشي از خاك مزارش متوسل شدم. و ... همه بضاعت ترنمي از اشكلي بود كه برسم سنت ايراني نثار گام هاي سفر كرده اش كردم. دمي هم حريصانه به چشمان سيد مصطفي و سيد عنايت و ميناني و همه دلشدگان نگاه حسرت كردم و گفتم : اگر يكي قصور و ناداني و كوتاهي و ... كرد ، اما رسم رفاقت نبود ديگران از فضل دريغ كنند. ... البته اين به رسم طلب و مطالبه نبود . نه . هرگز. از باب دلتنگي بود و محنت روزگار و ... . باشد تا دلي با ترنم ژاله سبك كنيم. تا باد چنين باد

 ---------------------

سیدجان تورابه جان مادرت زهرامارا دعا کن 

 ---------------------

سيد ما را هم شفاعت كن و ما را بخوان تا ورشكسته و سرشكسته نباشيم و مرگ ما هم شهادت در راه خدا باشد

---------------------

سید حسین : سلام تشکر از تابناک که در این دل غربیت و کشور غریب ما یاد بهترین بندگان می اندازد

شهدا لشکر 7 غریبند

---------------------

*        آقا سید شرمنده ام

---------------------

*        مجتبی دزفولی : روح سید جمشید صفویان با اجدادش محشور باد یاد سید همیشه در خاطرهاست نماداستقامت مردم دزفول این سید بزرگواره او هم همچون شهید بیدخ و شهید فرخی و هزاران شهید خطه خوزستان حماسی بود

---------------------

محسن: ما قبل از ان که سید را گم کنیم خیلی چیزهای دیگری رو گم کرده ایم اخلاق و ادب را گم کرده ایم آبروی مردم رو گم کرده ایم ایثارگران و رزمندگانی که زنده اند و کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین جنگ رو تو دلشون دارند رو گم کرده ایم ما تو این مملکت عدالت رو گم کرده ایم رسیدگی به وضع معیشتی رزمندگان عزیز رو گم کرده ایم و رفتیم سراغ کسانی که تو اسمون ستاره شده اند ولی ستاره هایی که هنوز زنده اند رو گم کرده ایم ما خیلی چیزهای دیگه ای رو گم کرده ایم نه فقط سید ، هویت خودمون رو گم کرده ایم و من به عنوان یک رزمنده کوچک از حق خودم در قیامت نمی گذرم آره عزیزان حالا اومدیم و چشم روی هم بستیم و رفتیم سراغ اونایی که اگر الان بودن همین حرفا رو می زدند. بیاییم سراغ واقعیت ها و نگذاریم وضع از این بدتر شود که قهر خدا تر و خشک رو با هم می سوزاند به هوش باشیم که خیلی چیزها رو گم کرده ایم سید گم نشده اونایی گم شده اند که در پیچ و خم روزگار پر فریب فراموش شده اند و نگرانی امام هم از امروز بود خدا به داد همه ما برسد

 ---------------------

يك رزمنده دزفولي:سيد هميشه براي ما زنده است و ما حتي با شنيدن نام اين بزرگوار آرامش مي گيريم.

---------------------

رامین رجول- کرج:چند ماه قبل از عملیات بدر به اتفاق دوستان مسجد به پادگان کرخه رفتیم انجا زیارتش کردم- ارام و صبور و مطمئن سراغ عزیز پسر عمویم را گرفت که مرخصی بود ودر همان عملیات بر به شهادت رسید یاد هر دوی انها به خیر و استوار.. من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه هست..

---------------------

یادش گرامی باد انشاالله بتوانیم ذره ای دین خود را به شهدا اداء کنیم
در ضمن دوستان چرا در اینگونه موضوعات پیام ونظر کم می گذارید

---------------------

سيدحسين حسيني:   رحمت خدا براين افراد كار شايسته اي است كه خاطرات ووصيت نامه اين عزيزان را چاپ ميكنيدشايددرمن وامثال من كه در ماديات فرو رفته ايم موثرواقعه شود سپاسگزارم

---------------------

*        بهنام ديناري:يادش بخير - يكي از جوانان رشيد محل بود. خداوند به درجاتش بيافزايد.

 ---------------------

سید گم نشد ما گم شدیم

---------------------

*        سید کاش امثال من میرفتند و تو میماندی...

---------------------

*        طاها: متاسفانه شهدا و رزمندگان دزفول همه بي نام و نشان مانده اند.

---------------------

*        عباس گودرزی :رحمت و رضوان خداوند بر این انسانهای وارسته که حتی یاد و نام مبارک انها هنوز هم دلها را هدایت و سخنان الهی شان انسانهای غافل را به تفکر وامیدارد. چقدر جای این موجودات آسمانی در بین ما خالی شده است .

*         ---------------------

*        رسول آقاخاني  :   سلام بر احيا ء كنندگان ياد شهدا .
من هميشه به اين سيد ارادت داشته و دارم گاها با ياد ايشان به لطف خدا از گردابهاي بلا جسته ام هر چند نتوانسته ام راهش را آنگونه كه بايد ادامه دهم اما انصافا شب عمليات كربلاي چهار وقتي به من گفت چطوري رسول و با دست به كمرم زد و ما رفتيم هر وقت دوباره به خاطراتم مروري ميكنم با خودم ميگويم چطور آنروز در هتل آبادان متوجه نورانيت بيش از اندازه چهره سيد نشدي ؟ و باور دارم ايشان هنوز مرا عضو جلسه قرائت قران خودش ميشناسد و هوايم را دارد. اميدوارم شاگردي نباشم كه موجبات خجلتش را فراهم نمايم .

---------------------

*        محمدحسن از دزفول: در سال 62 بیین من و سید یه مسئله ای پیش اومد و از هم دلخور شدیم حدود سه هفته قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار درشبی بارونی تو شهر منو دید و صدا زد مثل اینکه میدانست آخرین دیدار ماست و خواست همدیگرو حلال کنیم. دیگر ندیدمش تا شب عملیات که من این ور اروند بودم خبر پرواز عاشقانه و ملکوتی اش را از پشت بی سیم شنیدم. خدا با اجداد طاهرینش محشور فرماید.

---------------------

شاگرد: خدايش رحمت كند سيد اولين معلم قران من در مسجد محل بود

---------------------

آهوزاده: سيد جمشيد همان امامزاده عشق است كه هركس بر مزارش دخيل بندددست خالي برنگردد

. ---------------------

حامد:  بدی جنگ به این بود که این بچه ها را از ما گرفت. سید حیف بود.  

---------------------

شهر مون به داشتن شهداي گرانقدري چون شما افتخار ميكنه سيد بزرگوار...

---------------------

محسن : یک بار نوشتم سید گم نشده سید ستاره شده و تو آسمون داره می درخشه این ما هستیم که گم شدیم این ما هستیم که هویت خودمون رو فراموش کرده ایم این ما هستیم که ایثارگرانی که اکنون زنده اند و کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین دفاع مقدس را بر دوش های خود دارند را گم کرده ایم و خدا نبخشد کسانی را آدرس غلط می دهند و پشت سر ارزش ها سنگر گرفته اند و به دین ضربه می زنند آری برادران و خواهران عزیز به هوش باشیم که آگاهانه قضاوت کنیم و بدانیم کسانی هستند که نباید گم شوند ولی گم شده اند !!

-------------------------

   خدا کنه ما اول خودمونو پیدا کنیم بعد ازاون راه سیدهای اینچنینی را
خداکنه دیگه دلیلمون اونجا جلوی محضر الی الله نسیان نباشه.
من هم محله ای سید هستم ما مثل این سیدها زیاد داریم اینجا ولی متاسفانه مثل شهادتشون گمنام موندن.

   ---------------------

    اي رها گرديدگان آن سوي هستي قصه چيست

--------------------------
از اول تا آخر
همه آنهاکه سر در گرو عشق مولایشان دارند
از صدر اسلام تا دفاع مقدس
تا شهدایی که در جریان نفاق و بدست عوامل سبز بشهادت رسیده اند
وتمامی شهدای ایران
وهمه شهدای نیروهای مسلح
کلیه شهدای بسیج
وشهدای بسیج تهران و ل27
وشهدای گردان تخریب
شهدای بسیج مسجد ولیعصر تهران
و نزدیک 20شهید ازاین مسجد
علی الخصوص بسیجی سر جدا و پاره پیکر
حسن حیدری
که در آبان سال 62 در عملیات والفجر 4 در ارتفاعات کانی مانگا بسمی معبود پرکشید و ما تنها گذاشت
السلام علیک یا اباعبداله

 ----------------------------

  درچین:  میگویند استلام وبوسیدن حجر الاسود سخت است ولی من به نیت (سید)بارها آن را بوسیده واستلام نموده ام واز (سید )می خواهم باز......

---------------------------------

   دیگر از نام نشان چنان بزرگ مردان با اخلاص فقط عکس ها مانده معرفت و شعور و بزرگ مردی ها گم شدند فقط شده دنیا و مال دنیا ، ریاست و غروز خودخواهی و کلاس و دیگر هیچ

  --------------------------------

     آهنگران:    خوش به سعادتشون

--------------------------------     

ازدرج اين وصيتنامه تشكر ميكنم وخداوند تمامي شهداي اسلام رارحمت كندوبراي ماجامانده ها هم

دعاكنيد .

--------------------------------

  فرخ كالك بر: لشكر 7ولي عصر (عج)شهداي زيادي را تقديم اسلام كرد كه هر كدام از آنها يك سيد ها بودند ما چه كنيم كه در اين دنيا گم شديم

------------------------

      نرگس:   از این که با سید نسبت خویشاوندی دارم احساس غرور میکنم.

-----------------------

   سلام ودرود خداوند برتمام اسمانیها ی کهکشان شهادت....نمیدانم چرا از گم شدن ان ستارهای اسمانی صحبت می شود در حالی که ما خود گمگشته ایم. من خود به چشم خود دیدم که ان مردان مرد چگونه را ه های اسمان را عاشقانه در می نوردیدند .من جنوبیم ودر جنوب قبله ای ترین مردان الهی را دیدم که چگونه به اسمان شهادت عروج می کردند در حالی که هیچ توقعی نداشتند...راستی من وتو کجای این اسمان هستیم؟

     


 

 


موضوعات مرتبط: خاطره ، دزفول
برچسب‌ها: شهید , دزفول , خاطره , مطالب تابناك

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 | 11:52 | نویسنده : سيد حبيب حبيب پور |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.